غربت من هر چی که هست ...

mahdye doostet daram

غربت من هر چی که هست ...
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 17429


Powered by BlogSky.com

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 20 دی ماه سال 1386

 

تنها برای تو می نویسم بی بی باران

 
سیاه پوش دل سفید

 
 دل سفید مو سیاه 


 مو سیاه رو سفید

 
رو سفید آسمان و آینه


گفتی ناقدان نادان این کرانه

 

 
 در علت اعتمادت به دریا خیالبافی خواهند کرد

 


حق با تو بود پیشگوی شریف گریه ها

 


 بسیاری در جواب به دریا زدنت جفنگ می بافند

 
بگذار که این راز


تنها سر به مهر صندوق بغض های من باشد

 


 می دانم که در پس آن گوی سفید

 


به  تالمات روحی این دلقکان می خندیدی

 


 حالا مرا ببین ، در هجوم همهمه ی اینهمه پوچی

 


که تمام حرفهاشان زیر خط کمربند است

 


مدام برایم از صفوف چپ و راست این کرانه می گویند .

 


 من اما دست چپ و راستم را هم نمی شناسم

 


 تنها می دانم که به قول فروغ


 

روشنی ، خواب است


می دانم که ماست


 

به حرف هیچ سایه ای سیاه نخواهد شد

 


 می دانم که زیر طاقهای پل های سنگی این شهر

 

هنوز خوابگاه کودکان گرسنه است

 


می دانم که به دست بوس هیچ سروری نخواهم رفت

 

می دانم که هنوز رهایی عریان رویا ، میسر نیست

 


 جناح من نگاه تو بود


 

تو را


 

 تا طنین واپسین ترانه ی نانوشته به یاد خواهم داشت

 


هراسم نیست از شب و


 

بی دلی اهالی خواب و خرناسه


 

که آنچه می نویسم ، آنچه خوانده می شود را


 

کودکان عاشق فردا


 

با چشمهای بیدار و عادلشان قضاوت خواهند کرد


 

پس یک دقیقه فریاد به پاس صبوری ستاره ها

 
 هزار ترانه بی صدا


 

به احترام آن همه خاطره ی زخمی


 

تو به من آموختی


که در مرگ نور


 نباید سکوت کرد

 

امروز دلم عجیب گرفته . کامنت ساینا به دستم رسید که گفته بود بلاگش رو حذف کرد مثل مریم و .... نمیدونم پیغام ( وبلاگ مورد نظر در سیستم بلاگ اسکای موجود نمی باشد ) کی برای این آدرس بیاد . دلم گرفته انگاری بچه ها یکی یکی دارن میرن و ....

من به دوستان زیادی کامنت فرستاده بود که تو بلاگشون از عشقشون و خودشون بگن چون معتقد بودم و هستم که نوشتن از یک لحظه باعث ثبت و توقف اون لحظه میشه و بعدها لذت اون لحظه حس میشه . خیلی ها برای من کامنت فرستاند که دوست دارند من هم شروع به نوشتن کنم من پاسخی ندادم چون نوشتن از درد و غربت و ثبت اون  جز پاشیدن نمک به زخم قدیمی هیچ فایده ای نداره .

این روزها به فکر اینم که خاطرات روزانه خودم رو بنویسم و چاپ نامه هایی که هیچوقت برای اونها  پاسخی دریافت نکردم قبل از اینکه ...   

روزی شاید من هم کمر به قتل تمام خاطراتم بستم

 

دلم هوای گریه دارد

 


غربت من 1386


tkbleak.com