نمی دانم چقدر از بی تو بودنم گذشته است و چقدر ندیدنی ها را بهانه روزگار دانستم ....
اما
کاش می آمدی تا برایت از راز غربت نشینی ام می گفتم
و آنچه را که در درون خاموشم می گذرد، می دیدی!
یک سال دیگر نیز گذشت اما
نیامدی
ندیدی
شب لحظه ای به سایه خود بنگر، تا روح بی قرار مرا بینی ....

|